سامانه جامع شهدای دزفول

شهداء سنگ نشانند که ره گم نشود

0
کل حجم:تومان

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

هیچ محصولی در سبدخرید نیست.

0
کل حجم:تومان

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

هیچ محصولی در سبدخرید نیست.

0
کل حجم:تومان

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

هیچ محصولی در سبدخرید نیست.

شهید محمد حسین ناجی

نام و نام خانوادگی شهید:

شهید محمد حسین ناجی

نام پدر:

کاظم

محل تولد:

دزفول

محل شهادت:

تاریخ تولد:

10/6/1337

تاریخ شهادت:

7/1/1361

عملیات منجر به شهادت:

نحوه شهادت:

وصیت نامه:

خاطره:

در منزل یکی از دوستان، برای ناهار مهمان بودیم. سفره ­ی رنگینی پهن کرده بودند. در آن شرایط جنگی که مردم، برای غذای معمولی روزانه ­شان هم دچار مشکل بودند، این سفره، سفره ­ای شاهانه بود. شروع کردیم به خوردن، اما متوجه شدم حسین-شهید حسین ناجی- که کنار دست من نشسته است، به دیوار تکیه داده است و نمی ­آید کنار سفره.

گفتم: «حسین! چرا نمیای جلو!» گفت: «من اصلاً انتظار همچین سفره ­ای نداشتم! این سفره مال ما و امثال ما نیست!» این را گفت و با ناراحتی که در چهره ­اش هم مشخص بود، خواست بلند شود که دستش را گرفتم و گفتم: «ببین! الان ما اینجا مهمون هستیم! این سفره رو که ما پهن نکردیم! به ­خاطر لطفی که مادرش به بچه ­ های سپاه داره و میدونه بچه­ ها درست و حسابی غذا نمی­ خورن این کار رو کرده! کار درستی نیست بلند شی و بری!» حسین با این حرف من قانع نشد و زیر بار نرفت و گفت: «امام علی به فرماندار بصره گفت: گمان نمی‌کردم که تو بر سفره کسانی حاضر شوی که فقرا در آن راه ندارند». موقعیت بحث کردن نبود و حسین هم بدجوری با این سفره خورده بود توی بُرجکش! به زور چند لقمه نان و ماست و سبزی خورد و اصرارها و توجیهاتم برای خوردن برنج و مرغ  نتیجه نداد.

مادر شهید: با گذشت زمان به حسین مشهور شد. در سن هفت سالگی به دبستان دولتی رازی دزفول فرستادیمش. کلاس اول و دوم ابتدایی را به خوبی پشت سر گذاشت، اما به کلاس سوم ابتدایی که رسید از همان روزهای آغازین سال تحصیلی، از رفتن به مدرسه رویگردان شد و رغبتی به آن نشان نمی‌داد. کم کم کار به جایی رسید که او را با دعوا به مدرسه می‌بردم و گاهی در اثر سماجت بیش از حد حسین مجبور می‌شدم او را به مستخدم مدرسه بسپارم تا این به ظاهر طفل گریز پای فرار نکند. دو سه ماهی این وضعیت او ادامه یافت و من که دیگر از این رفتار حسین خسته شده بودم، روزی از همان روزها حسین را با محبت نزد خویش فرا خواندم و در کمال ملایمت از او پرسیدم: حسین جان چرا به مدرسه نمی‌روی؟ چرا فرار می‌کنی و برای مدرسه رفتن این همه مرا اذیت می‌کنی؟ مگر دوست نداری درس بخوانی و با سواد شوی؟ که این کودک نه ساله در جوابم گفت: مادر جان وقتی قیافه خانم معلم را که بی‌حجاب سر کلاسمان می‌آید می‌بینم وحشت می‌کنم. از او بدم می‌آید و تحمل دیدن این خانم بی‌حجاب را ندارم.

اصلا انتظار چنین پاسخی را از او نداشتم. تازه متوجه شدم که این حرف‌های حسین کودکانه نبوده بلکه از باطن پاک و روح بلند این کودک برخاسته است. دیگر جوابی نداشتم. برای آنکه حسین را از عذاب رفتن به آن مدرسه و درس دور کنم، بلا فاصله او را از مدرسه روزانه ترک دادم و از آن زمان به بعد بود که حسین با وجود سن کم به جهت مشغول شدن و دوری از بیکاری، در یک مغازه میوه فروشی که از دوستان پدرش بود مشغول به کار شد و چند سالی را به همین منوال گذراند. در این مدت به لحاظ اینکه صاحب مغازه میوه فروشی، حسین را شاگردی امین و دست پاک می‌شناخت او را در کمال اعتماد قبول کرده و گاهی نیز علاوه بر مغازه، کلید خانه و زندگی خویش را هم به او می‌سپرد.

بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه برادرپاسدار شهيد : حسين ناجي
امام حسين(ع) فرمودند : ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فيا لسيوف خذيني .
اگر دين محمد(ص) باقي و پايدار نمي ماند مگر با قتل و (شهادت) پس اي شمشيرها مرا در بر گيريد . مادرم ، ، پدرم ، خواهرانم ، برادرانم ! اين جهان همانند كلاس درس است انسان از آن زندگي دوران درس خواندن را مي گذراند و لذا امتحان و آزمايشات و مصائب و فراز و نشيبهاي زيادي رامي بيند .
ولنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الثمرات و الاموال والانفس و بشر الصابرين و،،،،،
ببين و متوجه باش كه خداوند انسان را به همه چيز آزمايش مي كند ولي چون ميداند كه همه كس توانائي و قدرت امتحان دادن را ندارند اكثر مردم با يك امتحان و آزمايش ممكن است زود از كوره آزمايش در رفته و مقاومت را از دست مي دهند لذا ميفرمايد : پس بشارت باد صابران را و ايستادگان را در برابر مشكلات . پس همه مشكلات درس است و در پايان هر درسي امتحان است كه آن صبر است . پس لحظه لحظه زندگي درس و آزمايش است و بعد در پايان زندگي نيز يك آزمايش كلي تروجا معتري دارد كه ، (افحسبتم ان بدخل الجنه و لما ياقكم مثل الذين من قبلكم) (قرآن كريم) .
كه اين در انتظار تمامي مردان خدا و رهروان راستين دين محمد(ص) است و خونشان مركب و جز ذكر خدا چه دارند كه بنويسند……
(و منهم من قضي نحبه و من هم من ينتظر) وآن شهادت است و در مورد شهيد همين بس كه امام فرمود : شهيد قله نشين قرنها است و نيز مادرم و پدرم كه شما دو تن ميدانم بيش از هر كس ممكن است مرا دوست داشته باشيد و برايم خير و خوبي بخواهيد ، آنهم بدليل سالها رنج و زحمت كه برايم كشيده ايد وخود مي دانم و شما نيز يادتان هست كه چه دورانهاي سختي رادر زندگي گذرانديم و فقر مادي بحدي بود كه گاهي شام شب نبود ، زماني پول كرايه خانه و البته اين را نيز بگويم كه الان اين سخن پيامبر برايم معني پيدا مي كند كه : الفقرا مجري و جدا ، مزه ، شيرين ، فقرا را الان مي چشم كه چه شيرين است زيرا كه در پس هر سختي آساني است و اين را قرآن كريم ميفرمايد كه (ان مع العسر يسري) ولي باور كنيد كه بقول شهيدمظلوم بهشتي :
بهشت را به بها ميدهند ، نه به بهانه ، و خداوند خود مي فرمايد : (ان…… الشتري من المومن انفسهم…بان لهم الجنه) آري تا با خداوند معامله و در راه خدا مايه نگذاريم (يعني جاهد و با اموالهم و انفسهم) و با دادن جان و مال و پست ومقام و…رها كردن زندگي آسوده و راحت و زن و فرزند و خانه و كاشانه در راه خدا ، با دشمنان خدا به پيكار بر نخيزيم هرگز نبايستي انتظار سعادت ابدي و تقرب الله را داشت .
پس مادم اگرچه ميدانم كه از ته دل در اين راهي كه پا نهاده ام راضي و خشنود هستي زيرا كه شما خوشنودي ، خداوند تبارك و تعالي را مي طلبيد و اين راهي را كه من انتخاب كرده ام براي رضاي اوست ، انشاءالله.
حال كه من در اين راه روشن كه ساده ترين راه براي رسيدن به قرب الهي است پا نهاده ام و همانطوريكه ضميرم گواهي ميدهد سالم برنخواهم گشت شما را به ادامه اين راه سفارش نموده و صبر وشكيبائي همانگونه كه داريد و نشان داده ايدكه داريد ، پيشه خود ساخته و هرگز سنگر مبارزه و نبرد را و صحنه درگيري حق عليه باطل را رها ننموده و بل با رفتن من خود را با انقلاب و امام و با روحانيت مبارز (اين سنگرداران حق و پاسداران راستين اسلام محمد(ص) و ائم اطهار عليهم السلام عجين تر كرده و همانند زينب(ع) تمام فرزندانت را كه در اين راه تقديم انقلاب اسلامي و امام امت نمودي خود بلندگو بشو براي تداوم راه آنها و هر جا خلافي را ديدي بايستي بر سر آن فرياد بزني ، زيرا كه اين بار فرزند داده اي و همه چيزت را فداي انقلاب و امام نموده اي و گوئي انقلاب و امام را پاره تنت ميداني (زيرا كه پاره تنت را دراين راه تقديم نموده اي) و مگر مي شود به پاره تنت ضربه اي وارد بزنند و تو ساكت باشي ، بلكه دائم خروشان باش و تو نيز خواهرم زينبي ديگر باش و تو نيز برادرم قاسم و علي اكبري ، و تو نيز پدرم همچون حبيب ابن المظاهر باش كه كربلا هر روز وهر نقطه تكرار مي شود كه (كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا)، پدرم ، مادرم ، خواهرم و برادرم آيا شما راضي مي شويد كه بدين خدا تعرض بشود و من ساكت بنشينم شما حاضر مي شويد دين محمد(ص) نباشد ولي من باشم و عجب مگر خون من از خون امام حسين(ع) ارزشمند تر است مگر حسين(ع) وقتي احساس خطر براي موجوديت دين كرد نفرمود فيا سيوف خذيني جان ، ما كه پيروان او هستيم چرا نگوئيم فيا توپها و تانكها ، فيا گلوله هاي صدام و امريكا خذيني و شما چرا نگوئيد فيا موشكها و بمبها و توپها خذيني كه گفته ايد و در عمل نشان داده ايد و خواهيد داد زيرا كه اماممان اين پير هميشه در سنگر خروشان و اين نايب ولي عصر(ع) فرمود : شما دزفوليها…امتحان خود را داديد . اي آفرين بر امتي كه امامش اين چنين به حق تمجيد كند مبارك باد بر شما و ي ننگ ونفرين بر امتي و ماتي كه امامش بر سر او فرياد بزند كه (هل من ناصر ينصرني) ولي امامشان را تنها بگذارند .
و اكنون ما كه در دامان فرزند حسين(ع) خميني بزرگ تربيت شده ايم هرگز تن به ذلت و خواري نمي دهيم ، پس يك قدم از مواضعمان به عقب نمي رويم و بلكه با حضور دائمي خود در صحنه نبرد (اعم از سياسي و نظامي و اقتصادي و…) مشتي محكم بر تمامي ابرقدرتها و ابر جنايتكاران و امثال آنان مي كوبيم و هرگز در اين قرن ديگر فرصت ظلم را به آنها نخواهيم داد و تاريخ در آينده گوياي اين مطلب است و بقول اماممان اگر زنده بمانيم پيروز و سرافرازيم و اگر بميريم شهيديم و اين آرزو و انگيزه هر مؤمن و معتقدبه خدا و قيامت است . مادرم و پدرم و خواهرم و برادرم بدانيد كه پيروزي حق حتمي است و شكست كفار و منافقين و در راس آنها امريكا و شوروي گريزناپذير است و اين وعده خدا حق است و نريدو ان نمن علي الذين … آري اين اراده خداوند است كه وراثت و سرپرستي زمين را نهايتاً بدست مستضعفين زمين بسپارد ولي دراين راه بايد كه جهاد ها و ايثارها و شهادت ها بشد بايد كه 15خردادها و 17شهريورها و فتح الفتوحها و 22بهمن ها و…در كشورهاي ديگر ادامه يابد تا انشاءالله اين انقلاب زمينه سازي باشد براي ظهور مهدي قائم آل محمد(ص) كه بيايد و يا ظهورش تمام قلمها و فسادها را از زمين بركند و عدل و داد را و حكومت الله را كه همان حكومت مستضعفين است بپا كند انشاءالله من از همة شما و تمامي امت در صحنه ميخواهم كه اولاً اين شعار ، خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . را هميشه خصوصاً بعد از نمازهاي يوميه و در صفوف جماعت از ته دل بگوئيد و نيز شعار حجته ابن الحسن عجل علي ظهورك والهم عجل في ظهور مهدي (ع) خيلي ، خيلي دعا كنيد و براي حفظ امام از گزند اجانب تا ظهور مهدي نيز ، دعا كنيد و بدانيد كه اين دعاها بدون جواب نمي باشد و در پايان چند تذكر دارم كه اميد است مورد رضايت شما واقع گردد .
البته من كوچكتر از آنم كه تذكري به شما بدهم ولي چون حرفهاي شهدا هر چند نا چيز باشد توجه بيشتري شود لذا اين چند تذكر را با درد دل مي‏شنويد ولايت فقيه كه ادمه دهنده راه انبياء عظام است گرانبهاترين ، ثمره بخشترين ميوه‏ايست كه انقلاب خونبارمان به ارمغان آورده كه حفظ و پاسداري از آن آرمان تمامي شهيدان لذا شما را سفارش مي‏كنم به حمايت از آن و اكنون كه امام امت خميني عزيز در راس اين سنگر قرار دارد از خادوند طلب نگهداري و پايداريش را بنوائيم زيرا كه امام بر گردن همه اقشار جامعه‏مان حق دارد و آن احياي مجدد اسلام اصيل ، اسلام محمدي ، اسلام علي‏وار پياده كردن آن در جامعه است…
خداوندا اين پير خروشان را كه شب را تا بصبح در عبوديت و شب‏زنده‏داري و پرورش روح مقدسش مي‏گذارند صبح را در صحنه نبرد و در كنار مردم رنجديده‏اش است و بعبارتي اين زاهد شب و شير روز را نگهدار باش اشف انصرو حفظ امام الخميني ، و نيز به امت توفيق پاسداري از ولايت فقيه و پيروي از آن را به ما روزي گردان انشاءالله .
انقلاب اسلامي را كه خون تمتمي شهيدان است را پاسداريش كنيد و تا توان داريد از آن حمايت كنيد ، زيرا كه اكنون چشم مردم ستمديده جهان به اين انقلاب و اين رهبري است و هرگونه سهل انگاري و كم كاري در اين راه خيانت به اسلام و انقلاب وخون تمامي شهيدان در خون تاريخ است ، رح‏الله كه با صدور اين انقلاب به تمامي ممالك اسلامي عموماًو منطقه خاورميانه خصوصاً زمينه فوري و جدي ظهور مهدي(عج) ايجاد شود و ما هر چه زودتر بخواست خداوند شاهد سقوط يكايك پادشاهان مستبد و حكومتهاي خودكامه خواهيم بود و هشدار كه جهان را بزودي 22بهمن‏ها و فجر‏هاي ديگر در پيش است و اين وعدة خداست كه الم تركيف فعل ربك…اي آخر.
حضور دائمي خود را در صحنه سياست و جنگ با جهانخواران و مزدورانشان چه در داخل (منافقين و كفار) و چه در خارج حفظ نموده و هرگز حتي براي لحظه‏اي دشمنان خدا و محمد(ص) و آل محمد را مهلت و فرصت حيت ندهيد و بدانيد كه خداوند اراده كرده كه بدست شما دشمنان قسم خورده خودش را ريشه‏كن نمايد .
پس عدوات و بغض خودتان را با دشمنان خدا و محمد(ص) و آلش افزون كنيد و دائماًبر آنها لعنت و نفرين بفرستيد (لهم العنهم ظلم محمد(ص) و آل محمد(ص) و نيز محبت و دوستي و پيوندتان را با دوستان خدا و پيروان محمد(ص) و آل او كه همان حزب الهي‏هاي امام هستند حفظ نمائيد .
اكنون كه كابينة دولت و رئيس‏جمهور و رئيس ديوان عالي كشور و رئيس مجلس و ديگر مسئولين مملكت شما حزب الهي و برخاسته از متن مردم هستند حمايت بي‏دريغ شما امت از آنها وظيفة اسلامي وانساني بوده و بلكه بايد آستينها را بالا زد و با نهايت توان با اينها همكاري كرد و لحظه‏اي از اين غفلت ننمود كه غفلت حسرت بدنبال دارد و نيز ياد‏آوري ميشود كه اين دوستي با چنين تركيبي راتاريخ سراغ ندارد ، و اين مديون حركتهاي تمامي پيامبران و ائمه‏هدي و صالحان و ثمره خون پاك تمامي شهيدان تاريخ است و بايد گفت كه اين نظام و دولت سخنگوي تمامي مستضعفين در سر تا سر گيتي است و اميد است كه انشاءالله بتوانند پيام آن را و امام را و شهيدان به آنها برساندو باعث خروش آنها بر ظالمين جهان گردد انشاءالله .
شما پدرم و مادرم و برادر و خواهرم وامت حزب الله پيام خون شهيدان را كه (چيزي جز پيروزي از امام نيست ) هرگز فراموش نكنيد و بلكه با زنده‏ نگه‏داشتن ياد شهيدان راه آنها را ادامه دهيد و نيز مادرم و پدرم از شما مي‏خواهم كه مرا از دعاي خير فراموش ننموده و در امكان برايم نماز و روزه ، و قرآن و صدقه و…هديه بفرستيد و نيز مادرم من نمي‏گويم در شهادتم گريه نكن ، كه ميگويم جلوي مردم گريه نكن تا گريه تو گريه ذلت نباشد ، بلكه هرگاه جاي خلوتي پيدا كردي گريه كن .
زيرا كه فاطمه(س) چنين گرييد . و اين گرية حركت آفرين است و ايمان را و صفا‏بخش قلوب و ارواح و زنده كنندة كالبد مردة زندگان .
مقتضي است به مسائلي كه در زير مي‏آيد توجه بيشتري شود :
توسل به ائمه كه متأسفانه زماني ارتجاعي بنظر مي رسد ، ولي(اينجانب با اينكه دير) اما اثرات بسيار خوبي در مشكلاتم از آن ديدم كه منجمله وقتيكه مي‏خواستم در حملة اخير شركت نمايم شديداً از طرف مسئولين مخالفت شد كه با توسل به حضرت سبز‏قبا و حضرت عباس(ع) و امام حسين(ع) و امام زمان(عج) كه تقاضايم مورد قبول آنها واقع و توفيق شركت در فيض الهي را پيدا نمودم البته توسل هنگام حركت نه هنگام ركود يعني ابتدا خود حركت نمائي و بعد با واسطه قرار دادن ائمه از خداوند متعال كمك بگيري ، يادآوري ميشود كه روضة امام حسين(ع) را فراموش نكنيد.
نوافل نماز علي الخصوص نماز شب بسيار سودمند است .
خواندن قرآن زياد و ادعيه ، علي الخصوص دعاي مناجات شعبانيه ، كميل مناجات خمس عشره ، دعاي عهد و فرج ، دعاي روز عرفه و زيارت جامعه كبيره و…كه قال رسول‏الله (الدعا سلاح المؤمن).
دائم الوضو بودن كه قال رسول‏الله (الوضو سلاح و الوضؤ نور).
محاسبه كردن بطور روزانه و در صورت امكان دفتري مخصوص اين كار داشتن و خطاهاي خود را در آن ذكر نمودن و بعد شروطي و مراقبتي دائمي براي ترك آن بطور روزانه ، قال الصادق(ع) : فليس منا من فم يحاسب نفسه…وحاسبوا اقبل ان تحاسبوا).
در زندگي تنها به خدا توكل و توجه داشته باشيد و همانطوريكه قبلاً از فقر و مشكلات اقتصادي هراسي نداشتيد اكنون نيز در اين مورد صبور و بردبار باشيد و بهيچ احدي بجز خدا توجه نكنيد .
در كليه امور اخلاص داشته باشيد تا ساخته و از رياكاري بپرهيزيد در اين مرحله شيطان را بعنوان يك دشمن غدار و خطرناك كه دائماً مرا قب است تا ضربه‏اي بزند مورد توجه قرار دهيد و بدانيد كه اگر اخلاص باشد دگر شيطان را در آن دل جائي نيست كه شيطان خود همه را گمراه خواهد كرد ، الي عبادك المخلصين – فعليكم با الاخلاص .
چند توصيه‏اي دارم براي خواهرانم و برادرانم كه ذيلا مي‏آيد :
احترام به پدر و مادر را هيچ وقت فراموش نكنيد و سعي كنيد حتي المقدور باري انجام هر كار رضايت آنها را جلب كنيد ، خصوصاً پدر و مادري كه ما داريم كه چقدر مهربان هستند و هرگز حاضر نيستند فرزندشان را از كارهاي خير و در جهت خدا منع نمايند و اين را در عمل نشان داده‏اند مگر در مواردي كه قرآن استثناء كرده كه در آنها نيست انشاءالله .
مطالعه كردن كه جزء برنامة زندگيتان باشد گرچه ست ولي باز تأكيد مي‏كنم كه حتي لحظه‏اي از كسب گاهي غفلت ورزيدن لي در اين رابطه يادآور ميشود كه سعي شود تا ميزان شعور بينش اجتماعيتان بالا برود ، زيرا كتابخوان زياد داريم و در يك كلام ما ابو علي نمي‏خواهيم ما ابوذر مي‏خواهيم .
از فعاليتهاي اجتماعي دست نكشيد و هر كاري از دستتان بر آيد براي جمهوري اسلامي و در راه رضاي خدا انجام دهيد و بدانيد كه ما آگاه عامل ميخواهيم ، نه آگاه كاهل كه در گوشه‏اي بنشيند و تنها انتقاد بگيرد زيرا ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم سعي كنيد كه اعمالتان براي رضاي خدا باشد .
در منزل هر كدام براي يكديگر مربي و معلم باشيد و همديگر را درس بدهيد ، چه با عمل چه با حرف و دائم انتقادات و تذكرات مفيد و سازنده به يگديگر بدهيد و امر به‏معروف و نهي از منكر را از خانواده شروع نمائيد البته لازم است اينجا از تمامي عزيزان (خانواده) عذر خواهي كنم اگر نتوانستم در اين جنبه به شما كمكي نمايم و وظيفه را انجام بدهم و از شما در پيشگاه خداوند متعال طلب بخشش مي‏كنم ، انشاءالله كه مرا مورد عفو قرار دهيد تا خداوند نيز مرا ببخشد .
در كنار تمام كارهايتان سنگر مدرسه و درس را هرگز فراموش نكنيد و درس را حتماًتا حد امكان ادامه دهيد. (خصوصاً برادران)
توصيه اي نيز به شما خواهران دارم كه به تمام خواهران همرزمتان برسانيد و آن :
رعايت اصول اسلامي است م اين در مورد معيارهاي اسلامي ازدواج تحقيق نموده و خود در اين مورد اجتهاد ننمائيد ، زيرا هنوز در زواياي فكري با رسوبهاي تفكرات فرهنگي مآب موجود است و حداقل احتمال بدهيم كه گاهي با معيارهاي غير اسلامي كه پيش ميگيريم باعث بر هم زدن و تغيير سرنوشت افرادي نخواهيم شد . لازم به يادآوري كه خودم ماهها درگير اين مشكل بوده‏ام و اگر گناهي در اين رابطه باشد بگردن آنها خواهم انداخت در پايان باز همة شما را به تقوي و اطاعت از خدا و رسول و اولي‏الامر توصيه و سفارش ميكنم و ياد‏آوري ميشود در اين روزهاي آخر عمر در اين سربازان امام زمان(عج) عجيب روحية عرفان و تقوائي مي‏بينم و با اينكه خيلي از آنها كسب فيض كرده‏ام ولي خود را خيلي در مقابل آنها وچك و گناهكار مي‏بينم زيرا آنها مرتب ازهم سبقت ميگيرند ولي من سر جاي خود هستم و نيز در اين نبردي كه من تنها براي دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي در آن شركت نموده‏ام دو چيز در انتظار دارم .
1- در صورت زنده ماندن كه تطهير خود را از خداوند متعال ميخواهم .
2- در صورت شهادت كه احتمالش بسيار قوي است مرا در شهيد‏آباد دفن نموده و اگر در جبهه شهيد شدم و به شهر نرسيدم با همان لباس خون‏آلود و بدون غسل دفن نمائيد ، ولي اگر درشهر رسيدم و بعد شهيد شدم يك دست لباس كه از قبل مخصوص اينكار در منزل نگاه داشته‏ام (لباس فرم سبز رنگ پاسداري) پس از غسل) بر تنم نمائيد تا با همين لباس در مقابل خداوند قرار گيرم و شايد وسيله‎‏اي باشد براي بخشش گناهانم و در ضمن مادر عزيزم تو نيز به آرزوي خود كه پوشيدن لباس دامادي بر تن من بود رسيده‏اي زيرا كه اين لباس سبز دامادي است و نيز بدان كه من هميشه زنده و در بين شما خواهم بود ، البته در صورتيكه خداوند از سر تقصيراتم بگذرد ، انشاءالله .
از تمام دوستان و آشنايان و اقوام و برادران و خواهران و همه و همه انتظار طلب بخشش گناهانم را از خداوند متعال دارم و اميد آن دارم كه اگر نسبت به آنها غيبت ويا تهمت و يا هر بدي ديگري كرده‏ام مرا ببخشند و از صميم قلب برايم دعا كنيد و در صورت امكان از صدقه و فاتحه و ديگر خيرات مرا فراموش نكنند ، والسلام به اميد پيروزي تمام مستضعفين در سر تا سر جهان و با اهتزاز در آمدن پرچم مؤمنين اسلام و صدور انقلاب اسلامي به همة ممالك اسلامي و باز شدن راه كربلا و به اميد ظهور مهدي قائم آل محمد(ص) و نابودي كفر و استكبار جهاني بسر كردگي امريكا و شوروي و نوكران آنها همة شما را به خداي مي سپارم و از همة شما التماس دعا دارم .
متي نصرالله قريب . والسلام من التبع الهدي ، ساعات پايان عصر .حسين ناجي

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا